
برای پاسخ دادن به این سوال ابتدا به سراغ پژوهشهایی که در داخل کشورمان صورت گرفته میرویم. نتایج این مطالعات اغلب نشان میدهند که دینداری، کاهش خشونت را در پی دارد. به عنوان مثال در پژوهشی که بر روی زندانیان زندان قم صورت گرفته، دینداری نه تنها عاملی کاهنده در خشونت زندانیان، که به عنوان نوعی رواندرمانی مورد استفاده قرار گرفته است. در این پژوهش، میزان اثرگذاری نوعی درمان دینی- روانشناختی به نام «درمان یکپارچه توحیدی» بر کاهش رفتارهای بزهکارانه و پرخاشگرانه آنها بررسی شدهاست. «درمان یکپارچه توحیدی»، درمانی است مبتنی بر آموزش مهارتهای زندگی بر پایه آموزههای اسلامی و با تکیه بر تعمیق رابطه با خداوند یکتا. نتایج این پژوهش کاهش 90 درصدی رفتارهای مجرمانه را در گروهی که این درمان را دریافت کردهاند نشان میدهد.
در پژوهشی دیگر در شهر یزد، «رابطه بین دینداری والدین با خشونت فرزندان پسر دبیرستانی» بررسی شدهاست. یافتههای این تحقیق نیز نشان میدهد که هر چه میزان دینداری والدین بالا برود،خشونت فرزندان کاهش مییابد. همچنین این پژوهش نشان میدهد که دینداری پدر بیش از مادر سبب کاهش خشونت فرزندان پسر میشود.
در شهر اهواز نیز مطالعهای مشابه[3] صورت گرفته که "اثر دینداری والدین را بر میزان خشونت آنان نسبت به فرزندان" سنجیده است. در این پژوهش بُعد پیامدی و مناسکی از بُعد عاطفی و اعتقادی دینداری تفکیک شده است؛ به این معنا که بعد پیامدی و مناسکی به میزان پایبندی والدین به انجام مناسک دینی مانند نماز جماعت و دیگر مناسک به خصوص مناسک جمعی دینی تعبیر شده و بعد اعتقادی ناظر به اعتقاد به خداوند، روز قیامت و حقانیت پیامبر و قرآن و بعد عاطفی شامل حس معنویت و ترس از خدا و روز قیامت است. یافتههای این پژوهش گویای آن است که دینداری والدین به طور کلی سبب کاهش اعمال خشونت نسبت به فرزندان میشود. در تفکیک ابعاد دین نیز بعد اعتقادی بیشترین تأثیر را در کاهش خشونت داشته، در حالیکه میان بعد مناسکی و خشونت نسبت به فرزندان رابطه معناداری وجود نداشته است. نتایج بسیاری از پژوهشهای مشابه نیز مؤید همین معنا، یعنی تأثیر مثبت دین بر سلامت روان و تاثیر منفی آن بر اعمال خشونت است.
منبع:http://dinonline.com
برچسب: رابطه دینداری و سلامت روان,رابطه دینداری و سلامت روانی,رابطه دینداری و سرمایه اجتماعی,
نویسنده: الینا سامانی